تبلیغات
کدامین مذهب؟ - اصول عقاید اسلام

س: اصول عقاید اسلام كدامند؟

ج: اصول عقاید اسلام شامل سه اصل است(1) كه اعتقاد به آنها لازمه اش اعتقاد به چند اصل دیگر نیز مى باشد.

س: آن سه اصل كه اصول دین هستند كدامند؟

ج: اصل اول. اعتقاد به این است كه جهان خدایى دارد دانا، توانا، حكیم، شنوا و بینا. از ازل بوده است و تا ابد هم خواهد بود. همه صفات كمال را داراست، و از هر نقص و عیب مبرا است. این خداى یگانه، شریك ندارد و همانند هیچیك از آفریدگانش نیست. اورا نمى توان با چشم سر دید، نه در دنیا و نه در آخرت و فقط از راه دلیل و برهان است كه مى توان فهمید، او هست و یكتا است.

س: توحید یعنى چه؟

ج: توحید چهار گونه است:

1 ـ توحید ذات. یعنى: خداوند سبحان یكتا و بى همتا است و تركیب یافته از اجزاء نیست، مثلاً مانند انسان از تركیب جسم و جان، و دست و پا، سر و گوش و غیره درست نشده است.

2 ـ توحید صفات یعنى: صفات خداوند عین ذات او است. ذات و صفات خداوند از هم جدا نیستند. خداوند سبحان مانند انسان نیست كه علمش غیر از خودش باشد. قدرتش غیر ازخودش باشد! ذات خداوند متعال عین علم و عین قدرت اوست.

3 ـ توحید افعال. یعنى: آنچه در جهان آفرینش است، آفریده خداوند متعال است.

4 ـ توحید عبادت. یعنى: عبادت و بندگى سزاوار جز خداوند نیست.

س: اصل دوم از اصول عقاید اسلام چیست؟

ج: نبوت. یعنى: خداوند سبحان پیامبرانى را براى هدایت بشر به حق و حقیقت، و نمایاندن راه راست به انسانها فرستاده است.

س: نخستین پیامبر الهى كیست؟

ج: نخستین پیامبر الهى، حضرت آدم (ع) است كه خداوند سبحان او را از گل آفرید و سپس همسرش حواء را بیافرید و به آنان دو فرزند عطا كرد: هابیل و قابیل، و براى همسرى آنان دو دختر نه از نسل آدم و حوا، بلكه به صورت خلق ابتدائى آفرید و هابیل و قابیل با آن دو دختر ازدواج كردند و فرزندانى بهم رسانیدند. از آن پس، ازدواج میان دختر عموها و پسر عموها شروع شد و نسل بشر رو به ازدیاد گذاشت.

س: آخرین پیامبر الهى كیست؟

ج: آخرین پیامیر الهى، پیامبر اسلام محمد (ص) است.

س: پیامبران چند نفر بوده اند؟

ج:124000 نفر، كه از میان آنان نوح و ابراهیم و موسى و عیسى و پیامبر اسلام برتر از دیگر پیامبران بوده اند.

س: پیامبران با دیگر افراد بشر چه فرقى دارند؟

ج: فرقشان این است كه به پیامبران، از جانب خداوند متعال وحى مى رسد و از خداوند فرمانهایى دریافت مى كنند، یا براى خودشان، یا براى تبلیغ مردم اما، دیگر افراد بشر به وحى الهى دسترسى ندارند و باید از پیامبران پیروى كنند.

س: از كجا مى توان فهمید كسى كه ادعاى پیغمبرى مى كند، راست مى گوید؟

ج: با معجزه. معجزه عبارت است از انجام كارى غیر عادى به دست پیامبر كه نشانه آن است كه وى از جانب خداوند متعال آمده است وگرنه نمى توانست چنان عملى را انجام دهد.

س: مثال بزنید.

ج: مثلاً،

ابراهیم (ع) را در آتش افكندند، نسوخت.

موسى (ع) عصایش را مى انداخت، اژدهاى بزرگى مى شد، و وقتى آن را باز مى گرفت، به حالت اولیه اش بر مى گشت.

عیسى (ع) به اذن خداوند كور مادرزاد و لك و پیس را شفا مى داد و مردگان را زنده مى كرد.

محمد (ص) ماه را دو نیم كرد، و قرآن كریم را آورد كه جن و انس از آوردن نظیر آن عاجز ماندند.

س: چگونه؟

ج: خداوند متعال، ابتدا براى اثبات حقانیت قرآن كریم و صدق گفتار پیغمبر اكر (ص) از مردم خواست كتاب كاملى نظیر قرآن بیاورند(2). وقتى برایشان مسلم شد كه نمى توانند، از آنان خواست كه ده سوره مانند سوره هاى قرآن بیاورند(3). باز هم بر ایشان بطور قطع روشن شد كه نمى توانند، آن وقت از آنان خواست كه دست كم یك سوره مانند یكى از سوره هاى قرآن بیاورند(4).

اما باز هم با آنكه معاصران پیغمبر اكرم همه فصیح و بلیغ بودند و در شعر و شاعرى و خطابه و بیان، به اوج زبان آورى رسیده بودند، نتوانستند سوره اى مانند یكى از سوره هاى قرآن بیاورند، حتى كوتاهترین سوره قرآن، سوره كوثر(5):

(بسم الله الرحمن الرحیم انا اعطیناك الكوثر، فصل لربك وانحر، ان شانئك هو الابتر).

و كارشان به پیكار و كارزار با پیغمبر اسلام كشید.

س: پیامبران چه صفاتى دارند؟

ج: پیامبران و امامان مانند فرشتگان داراى صفت عصمت اند. یعنى: از آغاز تا پایان عمرشان هیچگاه از فرمان خداوند سرپیچى نمى كنند. آنان عظمت خداوند را آنچنان درك كرده اند و زشتى معصیت را آنچنان دریافته اند، كه نمى توانند معصیت كنند. پیامبران و امامان، همه فضائل اخلاقى را دارا هستند مانند: شجاعت، سخاوت، غیرت، شهامت و غیره و از همه رذائل اخلاقى نیز بدورند.

پیامبران و امامان، باید از همه اهل زمانشان و معاصرانشان برتر باشند، تا پیروى از آنان بر مردم واجب شود.

س: آیا پیامبران و امامان داراى جنبه الوهیت اند، چنانكه مسیحیان به عیسى (ع) نسبت مى دهند؟

ج: نه! پیامبران و امامان بشرند. تنها تفاوتى كه با دیگران دارند این است كه از سوى خداوند متعال به پیامبران وحى مى رسد. پیامبران و امامان معصوم اند. دیگر صفات نیك را نیز دارا هستند. عیسى مسیح (ع) هم یك انسان بود كه خداوند سبحان او را از مادر و بدون پدر آفرید، همچنانكه آدم و حواء را بدون پدر و مادر آفریده بود.

س: اصل سوم ازاصول عقاید اسلام چیست؟

ج: معاد. یعنى: خداوند سبحان پس از فانى شدن جهان و مرگ همه جانداران، مردم را بار دیگر زنده مى كند تا پاداش اعمالشان در دنیا را به آنان بدهد، هركه اهل ایمان و عمل صالح بوده باشد پاداشش بهشت است. و هركه كافر و گهنكار بوده باشد، آتش دوزخ در انتظار او است.

س: بسیارى مردم از دین اسلام بى خبرند، و دسترسى به درك حقایق ندارند. یا بعلت كمى فهم و دركشان مانند دیوانگان و ابلهان و یا به علت اینكه از مراكز دینى و مذهبى دورند، از حقایق بى خبرند. آیا اینان هم كافر محسوب مى شوند و اهل آتش اند؟

ج: نه، تا كسى حجت بر او تمام نشده باشد به آتش دوزخ گرفتار نمى شود. دیوانگان و بى خبران و كسانى كه در گوشه و كنار جهان، دستشان از فهم و درك حقایق كوتاه است، در روز محشر آزمایش مى شوند. هركس از عهده آزمایش برآمد به بهشت مى رود، و هركس نتوانست از عهده برآید، به دوزخ رانده مى شود.

س: آیا انسان كه مى میرد، بكلى از میان مى رود و با فرا رسیدن قیامت بار دیگر زنده مى شود؟

ج: نه، وقتى انسان مى میرد جسدش مى پوسد و از میان مى رود و روح انسان همچنان زنده مى ماند. اگر مؤمن بوده باشد، و در دنیا كارهاى نیك كرده باشد، پس از مرگ در ناز و نعمت خواهد بود، و اگر كافر و تبهكار بوده باشد، روح او پس از مرگ دچار عذاب خواهد گردید.

س: نام این عالم پس از عالم دنیا و پیش از عالم قیامت چیست؟

ج: این عالم، برزخ نام دارد.

بطور كلى، انسان از آغاز تا پایان سیر تكاملى خویش از شش عالم مى گذرد:

1 ـ عالم پیش از انسان شدن. هر انسانى در آغاز خاك بوده، سپس گیاه شده و سپس حیوان شده و پدر و مادرش از آن گیاه و گوشت خورده اند و نطفه او بسته شده است.

2 ـ عالم انسانى. كه با بسته شدن نطفه در رحم مادر آغاز مى شود و با ورود انسان به دنیا تولد مى انجامد.

3 ـ عالم دنیا. كه ما هم اكنون در آن بسر مى بریم و تكالیفى داریم و عمل به این تكالیف، سرنوشت ما را مشخص مى سازد.

4 ـ عالم برزخ.

5 ـ عالم قیامت. كه بنا به گفته قرآن كریم پنجاه هزار سال است(6).

6 ـ عالم بهشت و جهنم.

س: آیا دلیلى براى بقاى روح وجود دارد؟

ج: امروزه دیگر بحث و تحقیق پیرامون بقاى روح، در ردیف علوم تجربى قرار گرفته و در كشورهاى غربى و جاهاى دیگر، مراكز علمى و تحقیقاتى ویژه اى براى این منظور وجود دارد.

در علوم اسلامى هم، علم كلام به جوابگویى از اینگونه اشكالات واستدلال براى اثبات عقاید اسلامى، از جمله بقاى روح پس از مرگ اختصاص دارد(7).

س: بهشت چیست؟

ج: بهشت محلى است كه خداوند سبحان براى مؤمنان و نیكوكاران مهیا ساخته است و انسان پس از آنكه روحش به همین بدن دنیوى بازگشت، وارد بهشت مى شود.

در بهشت، همه گونه نعمت ها وجود دارد: باغهاى گل، كاخها، هواى تمیز، سلامت بدن، همسران پیراسته و آراسته، خوراكهاى لذیذ و شرابهاى گوارا.

وقتى انسان وارد بهشت مى شود، تا ابد در آنجا، جاودانه خواهد ماند.

در بهشت، چیزهایى كه به خوشى و شادگامى انسان لطمه بزند، مانند فقر، بیمارى، درد، حسد، مصیبت، ستم، ضعف، گرسنگى، برهنگى، تشنگى، اندوه، دشمنى و كینه وجود ندارد.

اهل بهشت، همیشه جوانند و سرخوش و سرمست.

بهشت بسیار وسیع است. هر نفر از اهل بهشت در آنجا مى تواند مالك قسمتى از بهشت باشد كه از همه دنیا بزرگتر است. دسته هایى از ملائكه در اختیار او هستند.

از همه مهمتر، خداوند از انسان راضى است: (و رضوان من الله اكبر)(8).

بنا براین، انسان باید در سراسر دقایق و لحظات عمر خویش، تلاش كند و توشه آخرت فراهم سازد، و از دنیا به قدر كفایت بهره مند شود و دنبال كفر و معصیت نرود. تا این همه پاداش اخروى و نعمت ابدى از دستش نرود.

س: جهنم چیست؟

ج: جهنم نقطه مقابل بهشت است جهنم را خداوند براى كافران و گناهكاران قرار داده است. در جهنم انواع بدبختى ها، دردها، رنجهاى روحى و جسمى وجود دارد.

انسان، در جهنم، همواره در شكنجه و عذاب است و زنجیرهاى آتشین لحظه اى او را راحت نمى گذارند.

آتش جهنم تا ابد خاموش نمى شود. اهل جهنم در ذلت و خوارى بسر مى برند، و چون خداوند متعال مقرر فرموده است كه اهل جهنم به عذاب ابدى گرفتار باشند، در جهنم مرگ هم وجود ندارد: (كلما نضجت جلودهم بدلناهم جلودا غیرها)(9) یعنى: هرگاه كه پوست بدنشان در آتش جهنم مى سوزد، پوست نو روى بدنشان مى رویانیم!

بنا بر این، انسان باید در این جهان تمام توان خود را بكار گیرد و بكوشد تا در شمار اهل جهنم قرار نگیرد. جهنم جایگاه كسانى است كه بر كارهاى زشت اصرار مى ورزیده اند، و چنانكه خداوند متعال در قرآن كریم فرموده است: (ولو ردوا لعادوا لما نهوا عنه)(10) اگر از آن جهان بار دیگر نیز بر این جهان باز گردند، با آنكه عذاب خداوند را از نزدیك دیده اند باز هم به نافرمانى ادامه خواهند داد!

س: قیامت چیست؟

ج: انسان، پس از مرگ مدت زیادى در عالم برزخ بسر مى برد تا قیامت فرا رسد و خداوند متعال او را زنده گرداند. در صحراى محشر، همه مردم جمع مى شوند. نامه عمل هركس به دست خودش داده مى شود. تمامى اعمال نیك و بد شخص در نامه عملش ثبت شده است: (فمن یعمل مثقال ذرة خیراً یره و من یعمل مثقال ذرة شراً یره)(11). وقتى آدمى در نامه عملش نظر مى افكند و كوچك و بزرگ و پوشیده و آشكار كردارش و حتى اندیشه و خیالاتش را در آن مجسم مى بیند، تعجب مى كند و مى گوید: (یا ویلتنا ما لهذا الكتاب لا یغادر صغیرة ولا كبیرة الا احصاها)(12) یعنى: واى بحال ما! این چه نوشته اى است كه هیچ كوچك و بزرگى را فروگذار نكرده است و همه را به حساب آورده است؟!

میزان هاى عمل نصب مى شوند. پیامبران و جانشینان پیامبران و شهیدان راه حق، براى داورى در مورد سرنوشت مردمان بپا مى خیزند. و بالاخره، مؤمنان و نیكوكاران به بهشت، و كافران و تبهكاران به دوزخ مى روند.

آرى، وقت براى همه این كارها هست! مگر نه این كه روز قیامت برابر پنجاه هزار سال است؟!

س: دیگر اعتقادات مسلمانان چه چیزهایى هستند؟

ج: عدل، امامت، قضا و قدر، جبر و اختیار.

س: عدل یعنى چه؟

ج: یعنى: خداوند متعال عادل است و به هیچ آفریده اى ستم روا نمى دارد و كار زشتى از او سر نمى زند. ظلم و ستم و كارهاى زشت و ناروا كه در این جهان مشاهده مى كنیم، كار بندگان خدا است. مثلاً اگر انسانى انسان دیگرى را مى كشد، این آدمكشى كار خدا نیست. كار زشت و ناروایى است كه از یك فرد بشر سر زده است.

س: درست است ظلم و ستم مردم به یكدیگر ارتباطى به خدا ندارد. اما، در باره سیل، گرد باد، زلزله، بیماریهاى مسرى و امثال آن چه مى گویید؟ در اینگونه امور كه مردم دخالتى ندارند؟ و غالبا این حوادث باعث مرگ یا صدمه دیدن مؤمنان پاك و افراد شایسته مى شود؟

ج: اینگونه حوادث طبیعى كه انسان در آن دستى ندارد، براى گنهكاران نوعى تأدیب است و راه توبه را براى آنان باز مى كند و پاكان و بیگناهان مقامشان بالا مى رود. خداوند به خاطر این مصیبت ها به بندگان شایسته اش پاداش خیر عنایت مى فرماید و موجب آن مى شود كه انسانها از این پیشامدها درس عبرت بگیرند.

س: امامت یعنى چه؟

ج: یعنى: حضرت رسول اكرم (ص) بفرمان خداوند، براى ارشاد، هدایت مردم و رهبرى مردم پس از رحلت خویش، دوازده نفر را با نام و نشان به مردم معرفى كرده و جانشین خود ساخته است.

س: آن دوازده امام چه كسانى هستند؟

ج: دوازده امام به ترتیب عبارتند از:

اول، امام على امیرالمؤمنین (ع) .

دوم، امام حسن مجتبى (ع).

سوم، امام حسین شهید (ع).

چهارم، امام على بن الحسین زین العابدین (ع).

پنجم، امام محمد باقر (ع).

ششم، امام جعفر صادق (ع).

هفتم، امام موسى كاظم (ع).

هشتم، امام على بن موسى الرضا (ع).

نهم، امام محمدالتقى (ع).

دهم، امام على النقى (ع).

یازدهم، امام حسن عسگرى (ع).

دوازدهم، امام زمان، مهدى موعود (ع).

س: خصوصیات این امامان چیست؟

ج: این امامان مانند حضرت رسول اكرم (ص) و دخترشان فاطمه زهرا(س) همه معصوم هستند. یعنى به گناه و خطا آلوده نمى شوند. امامان، بالاترین درجه فضائل اخلاقى را دارا هستند. فرق بین پیغمبر اسلام و این امامان فقط در این است كه به پیغمبر اسلام از جانب خداوند وحى مى رسید ولى و به امامان وحى نمى رسد.

س: امامان چه مزیتى بر كاشفان و مخترعان كه مورد احترام بشرند دارند؟

ج: امتیاز امامان علاوه براینكه خلفاى خداوند متعال در روى زمین هستند، و بالاترین رتبه انسانیت را دارا هستند دراین است كه این پیشوایان انسانیت، راه خوشبخت زیستن در این جهان را به انسانها نشان دهند، و مردم را به راههاى عملى صحیح و روشهاى پسندیده، رهنمون مىسازند كه اگر انسانها به تعالیم آنان توجه كنند و از آنان پیروى كنند، نخست در دنیا و بعد در آخرت خوشبخت و سعادتمند خواهند شد. امتیاز چنین رهبران و امامان كه راز و رمز خوشبختى در این جهان و آن جهان را در اختیار بشر قرار مىدهند، بر كسانى كه وسیله روشنایى یا وسیله نقلیه راحت و امثال آن را به بشر داده اند، نیاز به توضیح ندارد.

س: در باره وجه تمایز امامان با مخترعان و كاشفان توضیح بیشترى بدهید.

ج: از هرچیز، خوشبختى در زندگى لازمه اش امنیت، بى نیازى، دانش، سلامتى و اخلاق است. جنگ، تهیدستى، بیمارى و فساد بهر شكل و در هر لباس كه باشد موجب بدبختى است. از اینها كه بگذریم، به وسائل و اسبابى كه زندگى را بهتر و راحت تر مى كنند، مى رسیم. مثلاً: هواپیما براى سفر راحت تر، برق براى روشنایى آسانتر و بیشتر و بهتر، آسانسور براى بالا و پایین رفتن سریعتر و آسانتر. اما، بدیهى است كه این وسائل آسایش به تنهایى خوشبختى نمى آورند و موجب رفاه و زندگى بهتر نمى شوند.

شما بگویید آیا انسان زیر نور شمع زندگى كند و امنیت آرامش داشته باشد بهتر است یا از روشنایى برق استفاده كند و آشوب جنگ و هرج و مرج یك لحظه امانش ندهد؟!

پیامبران و امامان راههاى خوب زیستن را كه مهمترین اصل زندگى است، براى انسانها مشخص ساخته اند، و از این رو درست نیست كه مقام و منزلت آنان را با كاشفان و مخترعان مقایسه كنیم.

س: آیا درست است كه مسلمانان معتقدند امام دوازدهم مهدى موعود تا امروز زنده است؟

ج: آرى، پیغمبر راستگوى اسلام و امامان راستین ما چنین فرموده اند. حضرت مهدى موعود تا آخرالزمان زنده مى ماند، و هر وقت كه خداوند متعال مقرر فرماید، ظهور مى كند، و آثار ظلم و جور را از صحنه گیتى مى زداید، وعدالت را در سرتاسر زمین حكمفرما مى گرداند و امنیت، بى نیازى، دانش، سلامتى و فضائل اخلاقى را در اطراف و اكناف جهان مى گستراند، و زمین را فردوس برین مى سازد.

س: ایا امكان دارد انسان این قدر زیاد عمر كند؟

ج: چرا امكان ندارد؟ تاریخ، سخن از پیران كهنسالى دارد كه تا چند قرن زندگى كرده اند. از این گذشته، علوم روز، امكان مبارزه با مرگ و سالهاى سال زنده ماندن را مورد تأكید قرار داده است. در حال حاضر در جهان غرب، مراكز تحقیقاتى مهمى سرگرم بررسى راههاى مبارزه با پیرى و مرگ و طولانى تر كردن عمر انسان اند. از همه اینها گذشته، خداوند سبحان هر كار كه بخواهد مى تواند بكند!

س: قضا و قدر یعنى چه؟

ج: یك مهندس ساختمان، ابتدا نقشه ساختمان را مى كشد. بعد، ابزار و مصالح لازم را فراهم مى كند. بعد، بنا و كارگر را به كار وا مى دارد. كشیدن نقشه ساختمان، مثالى است براى قدر و فراهم كردن ابزار بنائى و مصالح ساختمان، مثالى است براى قضاء. خداوند سبحان هم موجودات كره زمین را در اختیار انسان قرار داده و راه استفاده از ابزارهاى گوناگون را نیز به او نشان داده این را قضا مىگویند. و از طرف دیگر، براى تمام پیشامدهاى كوچك و بزرگ جهان آفرینش، از آغاز تا پایان، نقشه اى مشخص فرموده است كه این را قدر مى گویند. و مردم را به كارهاى نیك امر فرموده، و از كارهاى زشت نهى كرده، و نتیجه و عكس العمل هریك را هم بیان فرموده است. بنا بر این، هركه نیكى كند پاداش نیك مى بیند، و هركه بدى كند جزاى بد مى بیند: (ان احسنتم احسنتم لانفسكم و ان اسأتم فلها)(13) یعنى: اگر نیكى كنید به خودتان كرده اید و اگر بدى هم كنید به خودتان كرده اید.

س: جبر و اختیار چیست؟ و آیا انسان مجبور است یا مختار؟

ج: جبر ضد اختیار است و اختیار ضد جبر. انسان سالم كه دستش را تكان مى دهد، این یك حركت اختیارى است. اما، انسان بیمارى كه به رعشه مبتلا است و دائم دستش تكان مى خورد، حركت دست او یك حركت غیر اختیارى یا جبرى است. انسان براى انجام هركارى اختیار دارد. مى تواند نیكى كند. مى تواند بدى كند. البته، در بعضى موارد هم اختیارى از خود ندارد. مثلاً، به میل خودش مرد یا زن آفریده نشده است. انتخاب رنگ پوستش را بعهده او نگذاشته اند كه اگر بخواهد سفید پوست باشد، و اگر بخواهد سیاهپوست. زشتى و زیبائى هم در اختیار او نیست.

س: آیا خداوند متعال در كارهاى انسان دخالتى دارد؟

ج: البته، ولى با این توضیح كه ابزار و وسائل از خداوند است و كار از انسان. مثلاً، وقتى انسان خانه اى مى سازد، دست سازنده، قدرت اندیشه براى طرح نقشه ساختمان، زمینى كه خانه روى آن ساخته مى شود، و همچنین مصالح و ابزار، همه از آن خداوند است. اما، عمل ساختن خانه، كار خود انسان است.

بنا بر این، عمل انسان از خود انسان است و اگر نیك باشد مانند نماز، پاداش نیك به او تعلق مى گیرد، و اگر بد باشد مانند زنا جزاى بد دارد.

 

1 ـ معمولا گفته مى شود، اصول دین پنج تا است: اول، توحید. دوم، عدل. سوم، نبوت. چهارم، امامت. پنجم، معاد روز قیامت. ظاهراً، اشكالى هم ندارد. بخصوص اگر با این توضیح همراه بوده باشد كه از این پنج اصل سه اصل (توحید، نبوت، معاد) اصول دین هستند و دو اصل دیگر، اصول مذهب. اما وقتى اندكى دقت كنیم و بیاد آوریم كه دشمنان اسلام همیشه مى خواسته اند مسئله شیعه و سنى وجود داشته باشد و اختلافات شیعه و سنى هرچه بیشتر شود، تا از اتحاد مسلمانان جهان كه بیش از هرچیز، از آن بیم دارند خیالشان راحت باشد به این فكر خواهیم افتاد كه مبادا همین روش آموزش اصول دین هم كه ظاهرا مسئله مهمى نیست بهانه اى براى ایجاد اختلاف و تفرقه میان شیعه و سنى باشد، و براین حقیقت سرپوش بگذارد كه مذهب شیعه یا مذاهب دیگر اسلامى از نظر اعتقاد به اصول دین فرقى ندارد. چه اشكالى دارد بنا به روش مولف عظیم الشأن این كتاب، اصول دین را مانند همه مسلمانان سه اصل بدانیم: توحید و نبوت و معاد. و عدل و اعتقاد به نبوت لازمه اش اعتقاد به امامت است، یادآور شویم و به نوباوگان و فرزندانشان هم اینطور یاد بدهیم: اصول دین سه تا است: اول توحید. دوم نبوت. سوم معاد. و بر ایشان توضیح بدهیم كه ما شیعیان به خداى یگانه اى اعتقاد داریم كه عادل است و ظالم نیست، و همانطور كه به نبوت پیغمبر اسلام اعتقاد داریم، به امامت دوازده نفر جانشین آن حضرت هم معتقدیم.

2 ـ (قل لئن اجتمعت الجن والانس على ان یاتوا بمثل هذا القرآن لا یاتون بمثله ولو كان بعضهم لبعض ظهیرا) سوره بنى اسرائیل: آیه88 .

3 ـ (فاتوا بعشر سور مثله مفتریات) سوره هود قسمتى از: آیه13 .

4 ـ (فاتوا بسورة من مثله مفتریات) سوره بقره قسمتى از: آیه23 .

5 ـ سوره كوثر، یكصدوهشتیمن سوره قرآن كریم. با داشتن3 آیه و10 كلمه و43 حرف، كوچكترین سوره قرآن است. بزرگترین سوره قرآن سوره بقره (دومین سوره قرآن) است كه286 آیه و1421 كلمه و25500 حرف دارد. (تجوید كامل، ص84 و 85).

6 ـ (... فى یوم كان مقداره خمسین الف سنه...) سوره معارج70: آیه 4. 

7 ـ پیرامون اثبات معاد با استفاده از علوم روز و استناد به دلایل عقلى و نقلى، مقالات و كتابهاى متعددى به زبان فارسى نوشته شده است. از جمله، رجوع شود به كتاب (معاد و جهان پس از مرگ) تألیف استاد محقق، ناصر مكارم شیرازى. 

8 ـ سوره توبه: آیه 72. 

9 ـ سوره نساء: آیه 56. 

10 ـ سوره انعام: آیه 28. 

11 ـ سوره زلزال: آیات 7 ـ 8. 

12 ـ سوره كهف: آیه 49. 

13 ـ سوره بنى اسرائیل: آیه 7.